تبليغاتX
...صبح دیگری در راه است....


...صبح دیگری در راه است....

بگو فردا مال ماست

سلام به همه دوستان عزیز

امیدوارم حال همگی خوب باشد

بالاخره 13 آبان هم فرا رسید

دوستان سبز که قبل از رسیدن این روز برنامه ریزی های  اساسی برای این روز کرده بودند باز هم تیرشان به سنگ خورد

از هفته ی پیش در مسیر داشگاه که می رفتم روی بنر های شهر  ، روی دیوارخانه مردم، روی سطل زباله ها و و و نوشته بود

جنبش سبز 13 آبان

و علامت تیک معروف را هم زده بودند و این خود  نشان دهنده فرهنگ بالای جنبش سبز است

اما بالاخره روز 13 آبان رسید

 

 

من از تظاهرات این جنبش چیزی نمی نویسم چون قابل گفتن نیست

اما شعارهایی که در راهپیمایی می گفتند براتون می نویسم

مرگ بر منافق

واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد، ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد

خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست

مرگ بر ديکتاتور مخملي

هم غزه هم لبنان خط مقدم ما است

سبز فقط سبز علي لعنت به سبز اموي

اینها شعارات جدید بود بقیه اشو  نمی نویسم

سخنران این روز جناب حداد عادل بود که برخی حرفهای کلیدی ایشون را از رجا نیوز کپی کردم و براتون می گذارم واقعا حرفهاش خیلی جالب بود کاش فریب خوردگان اندکی روی این حرفها فکر می کردند

حداد عادل در ابتدای سخنانش از بیانیه اقا سید انتقاد کرد و گفت:

در بيانيه آقايان سخني از ظلم و ستم آمريکا قبل و بعد از انقلاب نيامده طبيعي است که به مذاق دشمنان خوش آيد و بارها از صداي آمريکا و بي بي سي پخش شود.

آنان در اين بيانيه از مهمترين واقعه 13 آبان يعني تسخير لانه جاسوسي آمريکا سخني به زبان نمي آورند و اين حيرت آور است. مگر مي شود کسي در مورد 13 آبان سخن بگويد اما از واقعه مهم آن حرفي به زبان نياورد؟

من نمي دانم آقايان پاسخ ملت ايران ، جانبازان ، ايثارگران ، خانواده شهدا و امام راحل را چه خواهند داد.

 به گفته وي کساني که اين بيانيه ها را صادر مي کنند بايد ازخود بپرسند با اين بيانيه ها دشمنان انقلاب راشاد و خوشحال کرده اند يا ملت ايران را ؟

جناب حداد در مورد حمایت امریکا از جنبش سبز گفت: مدعيان، عصر روز جمعه انتخابات، اعلام کردند که پيروز بوده و فرداي آن روز بحث تقلب را مطرح کردندمدعيان نه براي پيروزي خود و نه تقلب دليل قانع کننده اي نداشتند.»

حداد عادل گفت:آمريکا بر خلاف شعارهايي که در حمايت از آزادي و حقوق بشر سر مي دهد همواره از حکومت هاي ديکتاتور حمايت کرده است

البته تشرهاي حدادعادل به موسوي و كروبي و خاتمي همچنان ادامه داشت، آنجا كه مجددا بدون ذكر نام به برخي موضع‌گيري‌هاي اين افراد و همفكرانشان درباره مذاكرات هسته‌اي اشاره كرد و گفت: كساني كه ديروز براي سازش در مسئله هسته‌اي در مجلس ششم تلاش مي‌كردند و براي پذيرفتن شروط دولت‌هاي زورگو براي تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، طرح 3 فوريتي مي‌دادند، امروز در مسئله هسته‌اي اظهارنگراني و دلسوزي مي‌كنند.
وي همچنين گفت:‌ مطمئن هستيم كه ملت و دولت و رئيس‌جمهور و رهبر معظم انقلاب، در مسئله هسته‌اي منافع ملي و استقلال و حق مسلم كشورمان براي استفاده از انرژي هسته‌اي را با هيچ قدرتي معامله نخواهند كرد.
اين سخنان حداد نيز با شعارهاي الله‌اكبر حاضرين همراه بود.

پيامك‌هايي با مضمون جمله امام(ره) مبنيبر اينكه "ما در حال جنگ با آمريكا و تفاله‌هاي آمريكا هستيم. هر يك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي كنيد. ننشينيد باز جايي را آتش بزنند. اينها مرگ بر شوروي را مطرح مي‌كنند تا مرگ بر آمريكا منسي(فراموش) شود" نيز بر روي پلاكاردهاي نسبتا بزرگي نقش بسته و در دست تعدادي از راهپيمايان قرار داشت.

عكسي از شهيد همت به همراه جمله‌اي از وي مبني بر اينكه "روشنفكران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند، زيرا نه آن را مي‌شناختند و نه برايش سختي كشيده بودند و نه رنجي متحمل شده بودند " نيز كه در دست برخي راهپيمايان قرار داشت، جلب توجه مي‌كرد

خنجر آب دیده را زنگ عوض نمی کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
بگوی با منافقان به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:5 توسط گلبرگ مغرور| |

ولادت با سعادت امام رضا(ع) بر همه مبارک باد

 

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو

 

سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

 

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم

 

آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

 

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام

 

یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

 

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد

 

هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

 

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم

 

من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

 

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام

 

من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

 

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین

 

جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

 

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام

 

اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو   

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 10:41 توسط گلبرگ مغرور| |

عصر روز دوشنبه، نشست "سوء تفاهم بزرگ" در حالی از سوی بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران در این دانشگاه برگزار شد که از 2 روز قبل و به موازات انتشار خبر برگزاری این مراسم، در اطلاعیه‌های متعددی در سطح دانشگاه، دانشجویان به اخلال در نظم این مراسم از طریق تجمع و سردادن شعارهایی به نفع آنچه که جنبش سبز می‌خواندند، دعوت شدند

به گزارش رجانیوز، برگزارکنندگان این مراسم نیز گویا با آگاهی از همین برنامه اخلال، در ابتدای برنامه تریبون آزادی تدارک دیده بودند تا افراد نختلف بتوانند قبل از هرگونه بی‌نظمی آزادانه نظرات خود را بیان کنند.

برگه هايي درباره درخواست آزادي افرادي همچون محسن ميردامادي، بهزادنبوي، احمد زيدآبادي و عبدالله مومني که پس از اغتشاشات اخير تهران دستگير شده اند، بر روي برد اين انجمن به چشم مي خورد.

بنا بر گزارش ایرنا، نشست بسيج دانشجويي مصادف با برنامه اعلام شده ساعت13 با پخش سرود جمهوري اسلامي آغاز شد. درحالي که تعدادي از حاضران که مچ بند، تسبيح و پارچه هاي سبز به دست داشتند، برخلاف ساير دانشجويان ترجيح دادند به احترام اين سرود بلند نشوند.

*توزيع مچ‌بندها و پارچه هاي سبز رنگ در زمان قرائت قرآن کريم ادامه داشت.

*تذکرهاي مداوم مجري برنامه براي رعايت نظم نشست بارها با "هو" کردن اين افراد و اعتراض هاي آنان مواجه شد.
تريبون آزاد، نخستين بخش از اين نشست بود که طي آن چهار نفر به عنوان منتقد دولت و 2 نفر به عنوان موافق دولت نظرات خود را بيان کردند.

*پويا امرالهي صاحب امتياز نشريه دانشجويي 88 با اعلام اينکه "جوانان اصلاح طلب مي خواهند روز هشتم آبان ماه را روزه سياسي بگيرند،" به انتقاد از فعاليت هاي دولت نهم پرداخت.

وي با بيان اينکه قبول دارم اتفاقات پس از انتخابات برنامه ريزي شده بود، افرادي همچون ميردامادي ،تاج زاده و نبوي را به عنوان "خط امامي" لقب داد -تناقض-و گفت: گروه‌هايي مي خواهند محسن سازگارا را نماد جنبش سبز معرفي کنند، در حالي که اينچنين نيست.

* اميرحسين ثابتي مسئول بسيج دانشجويي دانشکده حقوق دانشگاه تهران با بيان اينکه کساني که در خيابان مي ريزند اين جا هم سوت و کف مي زنند، به افراد مخل نظم جلسه گفت: ما جامعه مدني را با حرکات شما شناخته ايم.

ثابتي اقدام مير حسين موسوي را در اعلام برنده شدن در انتخابات پيش از پايان راي گيري، "ديکتاتوري اقليت" خواند و ادامه داد: چرا کسي بايد داراي مصونيت آهنين باشد و چرا فردي مانند مهدي هاشمي بايد در لبنان باشد و به کشور برنگردد؟ اگر او بي گناه است بايد از خود دفاع کند.

وي همچنين با اشاره به ادعاي شکنجه شدن حجاريان براي اعتراف کردن گفت: چرا الان که حجاريان آزاد شده است، حرف خود را پس نمي گيرد؟ ديکتاتوري يعني اينکه حجاريان به نتيجه اي مي رسد اما شما قبول نمي کنيد. سخنان ثابتي با "هو" کشيدن افراد منتقد دولت همراه شد.

* روزبهان اميري ديگر منتقد دولت بود که با اشاره به اتفاقات پيش آمده در کوي دانشگاه خواستار رسيدگي و مجازات عاملان و آمران اين حادثه شد.

اميري همچنين به ذکر گفته يکي از افرادي پرداخت که گويا با حجاريان ملاقاتي داشته است. وي بدون اينکه نامي از فرد مورد نظر ببرد، اظهار داشت: آن فرد از حجاريان پرسيده است شنيده ايم از شوراي مرکزي حزب مشارکت استعفا داديد؟ که حجاريان با خنده پاسخ مي دهد مي خواهم عضو شوراي مرکزي سازمان شوم!

اين دانشجو با بيان اينکه جنبش سبز اعلام وفاداري به انقلاب 57 است، در ادامه سخنان خود به بسيج توهين کرد.

*سخنگوي بعدي اشتري با اشاره به هياهوهاي منتقدان حاضر در جلسه گفت: خاتمي موقع تحويل دادن رياست جمهوري گفته بود که با اين جماعت نمي توان به جامعه مدني رسيد که وضع موجود نيز اين را ثابت مي کند.

هنگامي که اشتري به حمايت حسنعلي منتظري از موسوي و جريان طرد شدن او از سوي امام خميني اشاره داشت، تعدادي از دانشجويان که مچ بند هاي سبز رنگ به دست داشتند، شروع به فحاشي کردند که مجري برنامه قصد داشت براي حفظ نظم اين افراد را به بيرون سالن راهنمايي کند اما ساير طرفداران موسوي با فريادهاي "دروغگو و ديکتاتور" قصد اخلال در جلسه و ترک محل را داشتند اما در بين آنان نيز دودستگي رخ داد که برخي مي خواستند در جلسه بمانند.

* آخرين نماينده جريان مخالف دولت در حالي به سخنراني درتريبون آزاد پرداخت كه صفار هرندي در سالن حاضر شده بود. حمديه به نمايندگي از مخالفين دولت خطاب به صفارهرندي گفت: سوال من اين است كه شما عليرغم شناخت طيف مقابل چه طور به امثال ما لقب منافق و كافر مي‌دهيد؟

* قسمت دوم اين برنامه در حالي آغاز شد كه ناصر قره‌باغي كارشناس مسائل سياسي در ميان شعارهاي طيف‌هاي مختلف حاضر در سالن به بالاي جايگاه رفت و به مسئله بازخواني انتخابات و پاسخ به دروغ تقلب پرداخت.

* در حالي كه قره‌باغي به شبهه‌هاي وارد بر انتخابات كه از سوي موسوي و حاميان او مطرح شده بود پاسخ مي‌داد، حاميان موسوي با هياهو و سوت و كف قصد داشتند مانع از رسيدن صداي وي به دانشجويان حاضر در جلسه شوند. قره‌باغي در پاسخ به هياهوي اين عده گفت: امروز خوشحالم كه در جبهه انبيا و اميرالمومنين قرار گرفته‌ام چون آنها نيز از سوي مخالفان هو مي‌شدند.

* قره‌باغي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص شعار "ياحسين، ميرحسين " حاميان موسوي گفت شاه و پهلوي نيز از حسين (ع) دم مي‌زدند اما خدا نكند كه حسين گفتن شما مانند پهلوي باشد.

* وي با ابراز تاسف از توهين يكي از دانشجويان در تريبون آزاد به يكي از نهادهاي انقلابي كشور گفت: حاميان موسوي از بسيجي واقعي صحبت مي‌كنند اما بايد بگويم كه بسيجي واقعي همان فردي بود كه شب امتحانش در ميدان كاج تهران در زير ماشين اغتشاشگران به شهادت رسيد.

* دشتباني از اعضاي سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، كارمند جهاد دانشگاهي و از حاميان موسوي كه به عنوان عوامل اصلي هياهوكنندگان در سالن حاضر بود، در بين سخنان قره‌باغي به مقابل جايگاه رفته و همواره اعتراضاتي را نسبت به سخنان او اعلام مي‌كرد كه سرانجام به ايجاد درگيري در سالن و برهم خوردن نظم برنامه شد.

* بخش پاياني برنامه كه به سخنراني صفارهرندي اختصاص داشت در حالي آغاز شد كه حاميان موسوي با شعارهاي مختلف فضاي سالن را متشنج كرده بودند و هر طيفي شعار مد نظر خود را در پاسخ به جناح مقابل فرياد مي‌زد.

* صفار هرندي در ابتداي سخنان خود در واكنش به هياهوي حاميان موسوي گفت: اين كار عادت تاريخي دوستان شما است و حتي به ياد داريم كه شما،‌خاتمي محبوب خود را نيز در همين دانشگاه هو كرديد. البته اين كار زماني آغاز شد كه خاتمي به انحراف اصلاحات اشاره كرد.

* جريانات افراطي حاضر در سالن در تمام طول سخنراني صفارهرندي با سردادن شعارهاي عليه دولت مانع از برگزاري جلسه بر اساس روند عادي مي شدند و حتي در برخي مواقع اهانت‌هايي را نيز به سخنران برنامه انجام مي‌دادند. زماني كه اين جريانات شعار "مرگ بر تو " را خطاب به صفارهرندي فرياد زدند وي در پاسخ به آنها گفت ما كه قابل اين شعارهاي شما نيستيم.

* سخنان صفارهرندي درخصوص آمار كشته شدگان حوادث اخير كه در بين آنها 10 نفر نيز از بسيجيان بودند اشاره كرد كه با استقبال بسيجيان دانشگاه تهران همراه شد و يكصدا شعار "حسين حسين، شعار ماست، شهادت افتخار ماست " را سر دادند.

* در ادامه برنامه زماني كه صفار هرندي از تلاش موسوي براي پايان فضاحت‌هاي موجود سخن مي‌گفت، يكي از حاميان لنگه‌كفشي را به سوي جايگاه برنامه پرت كرد كه در بين راه بر سر دانشجويان دختر بسيجي فرود آمد. البته صفار نيز درواكنش به اين حركت در حالي كه لبخند به لب داشت؛ گفت: لطف كنيد و علامت مدنيت را به سوي ما پرت نكنيد.

* در اين هنگام دانشجويان لنگه كفش پرت شده را بروي جايگاه برده و تحويل صفار دادند و او نيز در حالي كه لنگه‌كفش را در دستان خود گرفته بود، گفت صاحب اين كفش بعد از جلسه بيايد و كفشش را تحويل بگيرد. البته دانشجويان بسيجي درهمين زمان شعار "آزادي انديشه، با لنگه‌كفش نمي‌شه " را در سالن فرياد زدند.

* در بخش ديگري از اين برنامه صفارهرندي در واكنش به بيسواد خواندن دولت نهم از سوي حاميان موسوي حاضر در سالن پيشنهاد كرد كه دانشجويان حاضر ميانگين سواد دولت نهم را نسبت به دولت‌هاي گذشته بررسي كنند تا اين مسئله روشن شود.

با این حال، جنجال‌آفرینی‌های افراطیون مانع از انجام سخنرانی نسبتاً طولانی توسط محمدحسین صفارهرندی مدت نشد و متانت وی در قبال فریادهای "مرگ بر تو"، فحاشی‌ها با عصبانیت بیشتر این طیف مواجه شد و این افراد حتی به لنگه کفش پرانی اقدام کردند.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: امروز که موسوي سکوت چند ساله خود را شکست بايد ممنون احمدي نژاد باشد که چنين شرايطي را براي او فراهم کرده است.

"محمد حسين صفارهرندي" در سلسله نشست هاي بسيج دانشجويي دانشکده فني دانشگاه تهران با عنوان "سوءتفاهم بزرگ" در حالي حضور يافت که عده اي از طرفداران موسوي تلاش مي کردند با شعارهايشان مانع سخنراني وي شوند اما او از همان ابتدا تاکيد کرد که من با منطق جواب شما را مي دهم.

وي در ادامه با اهانت هاي بسياري از سبزپوشان روبه روشد و در پاسخ به آنان گفت: من از اهانت هاي شما ناراحت نمي شوم زيرا شما به اين اهانت کردن ها عادت داريد و زماني در همين دانشگاه به خاتمي هم اهانت مي کرديد.

وي در ادامه وقتي با شعارهاي طرفداران موسوي روبه رو شد، گفت: من هم در يک دوره اي نسبت به موسوي همين احساس را داشتم‌، و عده اي هم در اين انتخابات به همين دليل به سراغ موسوي رفتند ولي متاسفانه موسوي با اعمالش اين انديشه هايي که نسبت به او وجود داشت را زير سوال برد.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: کسي مشکلي با خط امام ندارد، امروز مشکل بر سر مصاديق است، ‌همه مي‌گويند که خط امام خوب است اما شما که دم از خط امام مي‌زنيد چرا در مقابل مهاجراني که همين چند روز پيش عليه امام موضع‌گيري کرده بود، اعتراضي نمي‌کنيد.

**تبعيت از راي 24 ميليوني کودتاست يا 13 ميليون؟

صفارهرندي در پاسخ به شعار تعدادي ديگر که دولت فعلي را دولت کودتا مي‌ناميدند، گفت: تبعيت از راي 24 ميليوني کودتا است يا 13 ميليون؟

وي گفت: سوال اصلي اين است که چرا موسوي عليرغم تمام دعوت‌هاي مکرر در دوره‌هاي قبلي در انتخابات شرکت نمي‌کرد اما در اين دوره حاضر شد به عرصه وارد شود.

وي افزود: موسوي خودش جواب اين سوال را داده و در دوره‌هاي قبل اعلام کرده بود که در شرايطي که جامعه پذيرش اين جريان را ندارد، من چرا وارد شوم، اما شاهديم که موسوي در سال 87 عليرغم اين نظر وارد عرصه انتخابات شد و کانديداتوري خود را پذيرفت.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينکه موسوي قبلا اعلام کرده بود که تمام دوستان من در دهه 60 تجديد نظرطلب شده‌اند، گفت: با توجه به اين موارد اين بار موسوي احساس کرد که شرايط براي تجديد يک دولت انقلابي مساعد شده است که احمدي‌نژاد اين شرايط را فراهم کرده بود.

موسوي فريب خورد

صفارهرندي گفت: به نظر بنده موسوي فريب خورد، در ايام انتخابات موسوي ديد که مردم با شعارهاي انقلابي همراه شده‌اند و در اين شرايط حس کرد اداره کشور با انگيزه‌هاي انقلابي ممکن است و به همين دليل در انتخابات حاضر شد.
وي افزود: در ابتدا موسوي بدون مشارکت و مجاهدين وارد رقابت‌هاي انتخاباتي شده بود، بعد از چند سفر انتخاباتي و زماني که ديد کسي با وي همراه نشده است، اعضاي مشارکت به وي گفتند که احمدي‌نژاد نسخه اصلي انقلابي‌گري در شرايط کنوني است و شما نسخه بدلي هستيد که مردم به آن اعتنا نمي‌کنند.

صفارهرندي افزود: اگر نقش دولت نهم فقط همين باشد که اين اميدواري را براي موسوي ايجاد کرده که در سال 88 نيز مي‌تواند از گفتمان انقلاب استفاده کند، بايد به آن دست مريزاد گفت.

صفارهرندي در ادامه قسمتي از نامه کروبي خطاب به منتظري را بيان کرد و گفت: کروبي در اين نامه به منتظري در خصوص نفوذ عناصر ليبرال مانند نهضت آزادي در ميان اطرافيانش هشدار داده بود و از او انتقاد کرده بود.

وي با انتقاد از شعارهايي که 24 ميليون راي‌دهنده به احمدي‌نژاد را فريب‌خورده مي‌خواند،‌ تصريح کرد: من پيشنهاد مي‌کنم دوستان بسيج با هزينه‌ شخصي بنده زمينه مسافرت اين دوستان به مناطقي در جنوب کرمان را فراهم کنند تا اينها نيز تفاوت دولت نهم را با دولت‌هاي قبلي درک کنند.

**بسيجي ها مقتول صحنه حوادث اخير بودند

صفارهرندي در خصوص شايعاتي که پيرامون تعداد کشته‌شدگان حوادث اخير وجود دارد گفت: از ميان نزديک به 40 نفر کشته شدگان حوادث اخير 10 نفر بسيجي بودند،20 نفر ديگر مردم مظلومي بودند که گرفتار حادثه‌سازي فتنه‌انگيزان شدند و 10 نفر باقيمانده نيز افرادي هستند که معلوم نشده به دست چه کساني کشته شده‌اند.

وي تاکيد کرد: اما من اينجا مي‌گويم که در اين حوادث بسيجي‌ها مقتول صحنه بودند و شما بايد به دنبال قاتل باشيد.

وي تصريح کرد: در اوايل دهه 80 کار يه جايي رسيد که همه به اين نتيجه رسيدند که بايد از شر اصلاحات راحت شوند.

صفارهرندي با بيان اينکه از سال 82 اصلاح‌طلبان در تمام انتخابات‌ها شکست خورده‌اند، افزود: ميانگين مشارکت مردمي در سال‌هاي اخير نسبت به گذشته بالا رفته و رکورد مشارکت نيز توسط دولتي شکسته شده است که مخالفان به آن اتهام کنار گذاشتن راي مردم را مي‌زدند.

وي اظهار داشت: در انتخابات سال 76 بعد از اعلام نتايج، رقيب شکست خورده نتيجه انتخابات را قبول کرد و به فرد پيروز تبريک گفت اما در سال 88 اين اتفاق نيفتاد و جناح رقيب شکست خود را قبول نکرد.

**موسوي به دنبال راهي است که از اين بن بست خارج شود

صفارهرندي خطاب به هواداران موسوي گفت: شما با اين اقداماتتان کار موسوي را سخت نکنيد چون اکنون خودش به دنبال فردي مي‌گردد که از اين بن‌بست خارج شود پس شما به او کمک کنيد تا اين فضاحت را جمع کند.

وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي اظهار داشت: امروز برخي ريش‌سفيدان نيز که براي حل مشکل به ميدان آمده‌اند، به دنبال نجات موسوي هستند.

وي با بيان اينکه من بين نسل جوان دانشجو و تحريک‌کنندگان آنها تفاوت قائل مي‌شوم ادامه داد: نسل جوان شرف دارد به کساني که ذهن جوان را از آلودگي پر مي‌کنند و خودشان آلوده هستند. ما با شما دانشجويان سرانجام روزي توافق خواهيم کرد اما هرگز با تحريک‌کنندگان شما کنار نمي‌آييم.

وي شعار "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران " را ايستادن در برابر امام دانست و تاکيد کرد: شما دانشجويان نبايد زير بار ذلت کساني که شعار روز قدس را عوض کردند و اکنون نيز تلاش مي‌کنند شعار 13 آبان را تغيير دهند، برويد.

صفارهرندي همچنين در خصوص شعار مرگ بر ديکتاتور، اظهار داشت: سوال ما اين است که طرفداران آمريکا در دنيا چه کساني را ديکتاتور مي‌دانند؟، کاملا مشخص است که هر کسي که در مقابل آمريکا بايستد حتي اگر از جانب مردم انتخاب شده باشد از طرف حاميان آمريکا لقب ديکتاتور را مي‌گيرد.

وي افزود: در آمريکا که بوش با اختلاف اندکي به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب مي‌شود کسي او را ديکتاتور نمي‌نامد اما در ايران برخي اختلاف 11 ميليوني آرا را ناديده مي‌گيرد که بايد گوش و چشم خود را در مقابل اين بديهيات باز کنند.

وي در ادامه گفت: شما بايد پاسخگوي دوستان خودتان باشيد که شما را متهم به بي‌ديني مي‌کنند خوب است که بدانيد عزت‌الله سحابي و بهاءالدين خرمشاهي هر دو اظهارات و مطالب سروش را شرک‌آميز خوانده‌اند،‌اما عبدالکريم سروش مرجع فکري تيم حامي کروبي در انتخابات اخير بود.

صفارهرندي در ادامه با اشاره به شعارهايي در خصوص شهداي بزرگواري مانند همت و باکري افزود: اين شهدا اسطوره‌هاي مقاومت و جهاد در کشور بودند اما آيا سردار شوشتري که ديروز در راه اسلام شهيد شد، همرزم باکري و همت نبود؟ بايد مراقب باشيد که با برخي شعارها همرزمان کنوني باکري و همت را به دشمنان لو ندهيد.

وي در پايان خاطرنشان کرد: آدرس پول نفت را نيز بايد در دهه‌هاي 70،در دولت‌هاي گذشته و سوابق پتروپارس دنبال کنيد اما اي کاش اين پرونده باز نمي شد تا آبروي کشور در مقابل بيگانگان ريخته شود

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:56 توسط گلبرگ مغرور| |

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 8:38 توسط گلبرگ مغرور| |

این نامه را برای کسانی می گذارم که ادعای پیروی از امام را دارند بخوانید و ببینید چه کردند

جناب اقای منتظری با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه ای برایتان می نویسم شما در نامه اخیرتان نوشتید که نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می دان خدا را در نظر می گیرم و مسائلی را گوشزد می کنم.از آنجا که روشن شده که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می سپارید صلاحیت و مشروعیت رهبری و آینده نظام را از دست داده اید.شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگیری هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند.به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آنها نمی دیدم .مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید.در مساله مهدی هاشمی قاتل شما او را از همه متدینین متدین ت می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می دادید که او را نکشید.از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آن را ندارم.شما از این پس وکیل من نمی باشید و به طلابی که پول برای شما می اورند بگویید به قم منزل اقای پسندیده و یا تهران به جماران مراجعه کنند .بحمدالله از این پس شما مساله مالی هم ندارید .اگر شما نظر من را شرعا مقدم بر نظر خود می دانید-که مسلکا منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول نوشتن چیزهایی می شوید که آخرتتان را خرابتر می کند-با دلی شکسته و سینه ای گداخته از آتش بی مهری ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می کنم دیگر خود دانید:

۱-سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد

۲-از آنجا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد

۳-دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیو های بیگانه دهند

۴-نامه ها و سخنرانی های منافقین که به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا-و خونهای پاک شهیدان اسلام و انقلاب گردید برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید شاید خدا کمکتان کند

والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در ان وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه  بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی کنم .والله قسم من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم ادم خوبی می دانستم .والله قسم من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستانم را پذیرفتم

سخنی از سر رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم :من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشی نکنم من با خدای خود پیمان بسته ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت بر نمی دارم

من کار به تاریخ و انچه اتفاق می افتد ندارم من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم.من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع مناسبش با انها در میان گذارم .تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام.سعی کنند تحت تاثیر دروغهای دیکته شده که این روزها رادیو های بیگانه ان را با شور و شعف پخش می کنند نگردند .از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد .ما همه راضی هستیم به رضایت او از خود که چیزی نداریم هر چه هست اوست.والسلام

 

یک شنبه ۶/۱/۶۸

روح الله الموسوی الخمینی

نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 2:22 توسط گلبرگ مغرور| |

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت


سلام
عید فطر را به همه تبریک می گم
انشاالله نماز و روزه های همگی قبول باشه واسه منم دعا کرده باشید
در مورد تاخیر در آپ معذرت می خوام چون بلگفا قاطی کرده بود نمی دونم چرا؟؟
وایییییییییییییییییییییییی
نمی دونم درباره کدوم اتفاقات بنویسم
در مورد روز قدس که ملت گل کاشتند آفرین به ملت همیشه در صحنه آفرین
کروبی وقتی پیاده شد با شعار های مرگ بر منافق روبرو شد و مجبور شدند با گاز اشک آور منافق را از اقیانوس ملت دور کنند
وای از این سبزها و تبلیغات تو خالی
والا ما که ندیدیم اینا زیاد باشند به نظر شما زیاد بودند؟؟؟
امروز هم نماز عید فطر برگزار شد قابل توجه دوستان سبزی که می گفتند از ترس برگزار نمی کنند و جالبش این بود که رفسنجانی و ناطق نوری هم حضور داشتند-باز هم لاک محافظه کاری-
این خیلی نکته جالبی بود در مورد صحبتهای آقا بعد آپ می کنم
اما یک حرفی توی دلم مونده اونم اینه که نماز عید فطر هم برگزار شد اما دوستان کاری نتوانستند بکنند
روز قدس برگزار شد اما با اینهمه تبلیغات رسانه ای که داشتند باز هم کاری نتوانستند بکنند
چرا نمی خواهند قبول کنند که ایران مثل گرجستان نیست
ایرانی ایرانی است
تو راهپیمایی لذت بردم
آهان دوستان در مورد عکس پرسیدند باید بگم به خدا این عکس نمی خواست باشه اومدم برای یک بنده خدایی وبلاگ درست کنم قالب وبلاگش را اشتباهی تو وب خودم زدم بعدم بلگفا قاطی کرد
حالا این عکس باشه با اینکه خیلی باحاله اما به درد قالب نمی خوره در اسرع وقت عوض می کنم

سرفراز باشی میهن من
 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط گلبرگ مغرور| |

نامه هئیت سه نفر به آیت الله لاریجانی سوژه خبری دیشب بود

در این نامه اورده شده

-شیخ زندانبان در پاسخ این سؤال که ادعا و مستندات شما مبنی بر تجاوز جنسی به بعضی از افراد دستگیر شده در آشوب‌های اخیر چیست؟ گفت:

من مطالبی را دراین خصوص شنیده‌ام و بر اثر فشار و ناراحتی روحی نامه‌ای به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و پس از ده روز آن را روی سایت قرار دادم و آن را منتشر کردم.

از شیخ پرسیدند افرادی که شما مد نظرتان است و در نامه بهش اشاره کردید چه کسانی هستند کروبی جواب داده:

* ترانه موسوی-احتمالا جناب کروبی فراموش کاری داره یا شاید هم اسم کم داره گفته بذار حالا اینم بیارم-

بعد کروبی می گه من خودم خانواده ترانه را ندیدم و از افراد مرتبط با موسوی شنیدم بعد هم می گه خودم اطمینان ندارم و مستندی برایش ندارم

* الف – ش

این بنده خدا هم به گفته شیخ-البته استاد ادبیات هم خودش از افراد حزبش شنیده-سه نفر تو خیابان جردن سوار ماشینش می کنند و با چشم بسته به جایی می برند که عرب نی انداخت و هتک حرمت بهش می شه کروبی می گه من خودم ایشان و دعوت کردم و باهاش حرف زدم و اظهارات ایشون توی یک لوح فشرده هست

از استاد ادبیات -کروبی-سوال می شه در کدام اغتشاشات الف-ش حضور داشته؟

کروبی می گه: نمی‌دانم من سؤال نکردم ولی در تظاهرات و درگیری نبود. می‌گوید در خیابان جردن تنها بودم و سه نفر مرا سوار یک ماشین کردند و بردند.

* یه فرد سومی هم کروبی معرفی می کنه که خود کروبی جون باهاش صحبت نکرده اما از طریق افراد حزبش شنیده این فرد هم در تظاهرات و درگیری‌ها نبوده ولی گفته چند نفر مرا دستگیر کردند و به شدت مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند به صورتی که سر و صورت و بسیاری از اعضاء بدنم زخم شده و خود خانواده او از همه اعضاء بدن او عکس گرفته‌اند و من یک نسخه از این عکس‌ها را به شما می‌دهم.

* خانم م- الف

کروبی در مورد این خانم می گه این خانم هم گفته روز اول دستگیری مرا به اداره آگاهی بردند و در آنجا مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفتم و در مقابل عکس‌العمل من لباس مرا کشیدند و دست آنها به بدن من برخورد کرد.

*  س – پ

کروبی در مورد این فرد می گه این خانم فرزند شهید است و چند نفر از اعضاء خانوادة او شهید شده‌اند و از طرفداران آقای موسوی بودند که با مادرش شبانه تکبیر می‌گفتند آمده‌اند او را در منزل دستگیر کرده‌اند و سپس او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و پس از چند روز جنازه او را که بخشی از قسمت پایین بدن او با اسید سوخته بوده مخفیانه به خاک سپرده‌اند. -جدی ما عجب ادمهایی هستیم و خودمان خبر نداریم اسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ -

کروبی در مورد اطمینان از صحت حرفاش می گه: من اطمینان ندارم و اینها شنیده‌های من است ولی چون در انتخابات معترض بودم و ذهنیتی داشتم لذا هر کسی ادعایی داشت به سراغ او می‌رفتیم و یا آنها را دعوت می‌کردیم و با آنها صحبت می‌کردیم.

کروبی تازه یک جایی هم می گه از کی به شما مراجعه کردند می گه بعد از نوشتن نامه بهش می گن تو چطوری وقتی هیچ مدرکی نداشتی نامه نوشتی که کروبی به سوالات اینجور حساسیت داشته و جواب نداده.

کروبی بعد هم می گه اگر من اطمینان حاصل کنم از اینکه اینها دروغ بوده خودن می گم اشتباه کردم-

 

 

کروبی به هئیت سه نفره چندتا لوح فشرده می ده که دوستان پیگیر می شوند و نتایجش:

 لوح فشرده مربوط به الف-ش

نکات بسیار قابل توجه و تأملی در چگونگی تهیه و ساخت این لوح فشرده ملاحظه گردید و به روشنی مشخص بود که چه القائاتی به ياد شده صورت گرفته که مشروح آن پیوست گزارش می‌باشد وبا توجه به نکات تأمل برانگیز مقرر شد بنحو مقتضی از الف –ش و تهیه کنندگان لوح فشرده تحقیق شود که فردای همان روز از دفتر آقای کروبی ازطریق سایت حزب اعتماد ملی اعلام گردید الف –ش مفقود شده است.

در ادامه تحقیقات مشخص شد الف –ش که مدعی هستند مفقود شده و حتی به ظاهر خانواده او هم از او اطلاعی ندارد به صورت مخفیانه با یکی از افراد مرتبط با آقای کروبی و حزب اعتماد ملی بنام داوری که یکی از تهیه کنندگان لوح فشرده و یکی از افراد معرفی کننده این فرد به کروبی بود در تماس می‌باشد و از ناحیه آقای داوری راهنمایی می‌گردد.

گرچه تحقیقات در زوایای مختلف این مورد ادامه دارد ولی تاکنون اجمالاً مشخص شده آقاي الف– ش در هیچ یک از درگیری‌های خیابانی دستگیر نشده و در هیچ یک از مراکز انتظامی و امنیتی سابقه‌ای مبنی بر بازداشت و دستگیری ندارد و تهیه لوح فشرده نیز کاملاً با انگیزه سیاسی و البته خیلی ناشیانه تهیه شده است و در اظهارات الف – ش در این لوح فشرده ابهامات و تناقضات زیادی وجود دارد و شاید همین امر سبب شده که بلافاصله او را مخفی کرده و مخفیانه از حزب اعتماد ملی با او در تماس هستند ولی اعلام می‌کنند که او مفقود شده است.

نتیجه:

1-ادعای آقای کروبی به نقل از اطرافیان خود یا آقاي میرحسین موسوی پایه و اساسی نداشته و عاری از حقیقت می‌باشد.

2-آقای کروبی درمورد خانم س –پ ادعا کرده بود که فرزند جانباز شیمیایی است که همراه مادرش شبانه الله اکبر می‌گفته او را دستگیر کرده‌اند و سپس او را مورد آزار قرار داده و پس از چند روز جنازه او را که با اسید سوزانده شده بود مخفیانه به خاک سپرده‌اند و درخصوص همین س – پ سایت‌های وابسته به آقايان میرحسین موسوی و کروبی و به رونویسی از سایت‌های وابسته به این دو نفر رسانه‌های مختلف ضدانقلاب قلم فرسائی‌های فراوانی علیه نظام و نهادها کرده‌اند که به گوشه‌ای از آن و نتیجة تحقیقات در این خصوص به شرح ذیل اشاره می شود:

در مورخه 8/6/88 دربرخي از سايتها چنين آمده است:

«افشاء نام و نشان یکی از شهدایی که مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شد س- پ ( نام کامل در سايت ذکر شده است) قربانی جنایت لباس شخصی‌ها ، اطلاعات جدیدی درباره یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به موج سبز آزادی رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم س – پ تنها فرزند جانباز شهید ع - پ که در یکی از شب‌های پس از کودتا درحالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانه‌شان بوده از سوی نیروهای لباس شخصی بسیج دستگیر شد وپس از بیست روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. گفتنی است مراسم س – پ روز شنبه هفتم شهریور به صورت محدود در مسجدقلهک برگزارشدونمایندگان از جنبش‌ سبز برای ‌همدردی با خانواده در این مراسم شرکت کردند.»

در اعلامیه به اصطلاح فوت این خانم آمده است:

........ بدین‌وسیله درگذشت غنچه پرپرشده مرحومه س – پ تنها فرزند جانباز شهید ع – پ را به اطلاع اقوام و آشنایان می‌رساند.

درمورد مشاراليها تحقیق شد و مشخص گردید:

1- پدر وي شهید نبوده و چند سال پیش فوت کرده واصولاً (س – پ) تنها فرزند خانواده نیست و دختر شهید هم نمی‌باشد.

2-مشاراليها با مادرش اختلاف داشته و از سال 86 تاکنون 6 مورد از منزل فراری شده وهر بار مادرش برای پیدا کردن او به مراکز انتظامی مراجعه داشته است و در مواردی پس از روزهایی به منزل برگشته و در چند مورد هم توسط مأمورین انتظامی با پسر و دختر دیگر دستگیر و زندانی و یا تحویل مادرش شده است که گزارش مبسوط آن پیوست می‌باشد.

درمورد اخیر مادر س – پ بنام الف – ع در 21/4/88 در نامه‌ای به یکی از سران می‌نویسد:

.... در روز شنبه 13/4/88 ساعت 13:45 برای تهیه دارو از منزل خارج شده بود در هنگام بازگشت با عدم حضور دخترم مواجه شدم و از آن تاریخ تاکنون از او اطلاعی ندارد و استدعا دارم دستور دهید فرزندم را پیدا کنند.

3-از قرار اطلاع خانم مذکور چند روز پیش تماس می‌گیرد و می‌گوید من تا چند روز دیگر به منزل برمی‌گردم.

4-مادر وي از آنچه که آقای کروبی و مرتبطین با آقاي میرحسین موسوی و سایت‌های مربوطه گفته و نوشته‌اند اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و می‌گوید نمی‌دانم دخترم دستگیر شده و یا مثل دفعات قبل از خانه بیرون رفته و هیچ اطلاعی از وضعیت او ندارم.

5-آنچه که فعلاً قطعی است عدم حضور س – پ است که مثل دفعات قبل از خانه فرار می‌کرده و سایر مسائل مطروحه از ناحیه آقای کروبی و افراد مرتبط با آقاي میرحسین موسوی به هیچ وجه صحت ندارد.

8-مادر مشاراليها می‌گوید فردی با منزل ما تماس گرفت و گفت دخترت کشته شده و جنازه او را دفن کرده‌اند و تلفن را قطع کرد و خودش را معرفی نکرد. من که از فرارهای قبلی دخترم بین همسایگان و آشنایان رنج می‌بردم و این بار نیز دخترم مدتی بود که نبود و این تلفن هم بیشتر مرا نگران کرد موضوع را به یکی از همسایگان بنام اشراقی (کارمند بانک ملی و مرتبط با ستاد آقاي میرحسین موسوی) و خانم کاشانی که در جریان فرارهای قبلی دخترم بود در میان گذاشتم و قرار شد برای او جلسه ختمی بگیرم و کارهای بعدی را برای گرفتن مسجد و... آقای اشراقی دنبال کرد.

فردای آن روز که مسأله را با آقای اشراقی مطرح کرده بودم و قرار شد جلسه ختم برقرار کنیم حدود ساعت 10 شب فردی بنام آقای مقیسه با منزل ما تماس گرفت و گفت به شما تسلیت می‌گویم و در مراسم شما هم شرکت می‌کنیم. من گفتم شما را نمی‌شناسم آقای مقیسه گفت دختر شما کشته شده جریان چیست؟ من تأکید کردم من اصلاً شما را نمی‌شناسم و اصلاً موضوع این نیست آقای مقیسه تلفن را قطع کرد.

روزی که در مسجد قلهک مراسم داشتیم وقتی مداح اعلام کرد آقای میرحسین موسوی شرکت کرده من خیلی تعجب کردم وبعد به من اطلاع دادند که آقاي میرحسین می‌خواهد به منزل بیاید وتسلیت بگوید که من قبول نکردم. از یک روز قبل از ختم و تا دو سه روز بعد، مکرر افرادی که خود رااز طرف آقاي میرحسین موسوی معرفی می‌کردند با من تماس می‌گرفتند و مطالبی را مطرح می‌کردند که من درجریان نبودم و یا چیزهایی می‌گفتند که من تکذیب می‌کردم.

در روز سه شنبه 10/6/88 حدود ساعت 30/21 آقای مقیسه به درب منزل ما مراجعه کرد و گفت به همراه همسر جواد امام از طرف کمیتة آقايان موسوی و کروبی برای دلجویی آمده‌ایم و به آقای کاتوزیان نماینده مجلس هم اطلاع داده شده که او هم بیاید. من گفتم شما را نمی‌شناسم و در منزل تنها هستم و درب را باز نکردم. آقاي مقیسه گفت چرا می‌ترسید ما برای کمک به شما و پیگیری موضوع آمده‌ایم. من مخالفت کردم و اجازه ورود به منزل ندادم. آقای کاتوزیان نیز همان شب حدود ساعت 30/22 آمد و به او هم گفتم من در منزل تنها هستم و اجازه ورود ندارم.

با مشخص شدن موارد فوق آقای کروبی برای ساعت 14 روز 16/6/88 مجدداً به دادستانی کل کشور فراخوانده شد وباحضور در هیأت سه نفره به بیان نتیجه تحقیقات و نحوه رسیدگی پرداخته شد.

در ابتداي جلسه و قبل از بیان نتیجه تحقیقات هیأت از آقای کروبی پرسیده شد آیا ظرف این مدت غیر از آنچه در جلسه قبل گفتید مطلب دیگری درخصوص موارد ادعایی دارید یا نه؟

آقای کروبی جواب داد: ظاهراً س – پ دختر شهید نبوده و در این رابطه اشتباه شده. دختر خانمی با یک نفر دیگر به من مراجعه کرد وگفت من خواهر س – پ هستم و پدر ما شهید نشده است چند سال پیش فوت کرده و من می‌خواستم از چگونگی مرگ خواهرم مطلع شوم. من ( کروبی) گفتم از چگونگی آن اطلاع ندارم و این مسائل را شنیده‌ام. گفت آدرس منزل آنها را به من بدهند گفتم چگونه آدرس خواهرت را ندارید. گفت: ما با زن پدرمان اختلاف شدید داشتیم و من رفت و آمد نمی‌کردم و آدرس او را ندارم.

من (کروبی) با بچه‌ها تماس گرفتم و گفتم این خانم چنین می‌گوید که پدرش شهید نشده است. آنها گفتند درست است پدرش شهید نشده.

 از آقای کروبی پرسیده شد که چه کسی در جریان وضعیت این خانم بوده؟ آقاي کروبی جواب داد: آقای مقیسه گفته پدر ایشان شهید نشده و نیز گفته ظاهراً دختر زنده است و تماس گرفته است.

با آقای کروبی به تفصیل و به صورت دوستانه صحبت شد و جزئیات تحقیقات با ایشان مرور شد و آقای کروبی قبول کرد مسائل مطروحه درمورد س –پ کاملاً بی‌اساس و با انگیزه سیاسی مطرح شده است.

همچنین وقتی به آقای کروبی نکات مربوط به لوح فشرده آقای الف- ش مطرح شد و گفته شد دفتر شما بلافاصله پس از حضور شما در دادستانی اعلام کرد آقای الف -ش مفقود شده است آقای کروبی گفت آقای داوری از حزب اعتماد ملی و از نزدیکان من با چند نفر دیگر لوح فشرده را تهیه کرده‌اند و اکنون هم آقای الف –ش با آقای داوری در تماس می‌باشد.

چگونگی تحقیقات و بی پایه و اساس بودن موضوعات مطروحه درمورد ترانه موسوی نیز با آقای کروبی در میان گذاشته و گفته شد حال که واقعیت برای شما مشخص شد حداقل در چند مورد ازجمله س –پ قبول دارید که مطالب گفته شده خلاف بوده و مغرضانه چنین مطالب کذب و ناروایی علیه نظام و مردم تهیه ومنتشر شده و بهترین دستمایه برای دشمنان قرار گرفته است و با توجه به صحبتی که در جلسه قبل داشتید که اگر برای شما ثابت شد موردی اشتباه بوده با شجاعت اعلام می‌کنید که اشتباه کرده‌اید اکنون بنحو مقتضی برای مردم توضیح دهید شاید بخشی از آثار شوم این تهمت و افتراء بزرگ از بین برود ، آقای کروبی پاسخ دادند من موارد دیگری هم دارم و هرگاه همه آنها برایم ثابت شود آن زمان اعلام اشتباه می‌کنم.

 

عکسای این پست توسط دوست خوبم امین اقا تهیه شد تشکر می کنم ازش

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:37 توسط گلبرگ مغرور| |

امشب این دل یاد مولا می کند

لیله القدر است و احیا می کند

بشنوید ای گوش دلها بی صدا

نغمه ی فزت و رب الکعبه را

 

 

من محتاج دعای تک تک شما هستم دعا کنید مشکل من حل بشه از همه التماس دعا دارم

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:32 توسط گلبرگ مغرور| |

سلام
به یک مطلبی تو سایت رجا نیوز برخورد کردم که خودم اینقدر خندیدم حیفم اومد ننویسمش
جعلی بودن پروژه 72 تن سازی که از کشته شدگان اخیر در نماز جمعه اولی ها توسط سایت حزب مشارکت کلید خورده بود به اثبات رسید
بررسی اسامی های منتشر شده نشون داده که اغلب این اسامی فاقد اطلاعات دقیق هستند
یکی از این اسامی مربوط به اقایی هست که بنده خدا خودش در اغتشاشات توسط اشوبگران راهی بیمارستان شده
اسم این اقا احمد کارگر نجاتی است
احمد نجاتی در وبلاگ شخصی خودش با حالت طنز نوشته:«چند وقتيه حرف از دفن مخفيانه اجساد ميزدن و من باور نميكردم! اما واقعا اين دفن مخفيانه رو به قدري استادانه انجام دادن كه حتي خود من هم نفهميدم كي دفن شدم. اصلا اونقدر كارشون خوب بلد بودن كه نفهميدم كي كشته شدم. عجب دنيائيه اين دنياي بعد از مرگ. همه چي عين قبل از مردنه و اصلا هيچي تغيير نكرده. البته هنوز كسي براي سوال و جواب سراغم نيومده. يا شايد سوال و جواب هم مخفيانه انجام شده كه خودم نفهميدم...»
احمد كارگر نجاتي در شماره 18 كشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات در سايت مشاركت آمده و حتي نحوه مرگ وي بر اثر ضرب و شتم در بیمارستان و محل دفن او قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 ذكر شده است
احمد اقا در مطالب قبلی وبلاگش مورد شلیک قرار گرفتنش را توسط حامیان جنبش سبز توضیح داده:«مدتي بود كه به لطف دوستان سبزمون و با يك گلوله چند گرمي امريكايي يا شايد هم انگليسي (بخاطر اينكه كاليبر گلوله از يك نوع سلاح نا متعارف در ايران بود) راهي بيمارستان شده بودم. البته هنوز بهبودي كامل حاصل نشده و بعد از يك مدت حركت چهار پايي (به كمك دو عصا) به تازگي به لطف فيزيوتراپ و آب درماني سه پايي (تك عصا) شديم.»
امان از این اصلاحات
خدایا تو را شکر که دشمنان ما را احمق آفریدی

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 17:20 توسط گلبرگ مغرور| |

به نام خدا
امروز بعد از فکر می کنم 5روز رای اعتماد به وزار تمام شد
تمام وزرا رای اعتماد از مجلس را گرفتند به غیر از
خانم کشاورز
خانم آجرلو
آقای علی آبادی
خوب متاسفانه باز هم روش القای بعضی از دوستان نتیجه نداد و فقط این سه نفر رای نیاودند
من خودم سه نفر و دوست داشتم رای بیاورند و خیلی بهشون اطمینان داشتم و اونم خانم دستجردی و آقای بختیاری و آقای بهبهانی بودند
بعد از حرفهای آقای زاکانی در مورد جناب بهبهانی که واقعا حرفهای نا حقی بود راجع به این عزیز من خیلی واسه ایشون دعا کردم و خوشحالم که رای آورد به نظر من یک سال برای یک وزیر خیلی کمه و جناب بهبهانی با این زمان کم واقعا خوش درخشید
گرچه سه نفر هم بار زیادی روی دوش دولت می گذاره اما به هر حال خوشحالسم که باز هم دروغ بعضی دوستان جواب نداد
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:57 توسط گلبرگ مغرور| |


Design By : Night Skin